تبلیغات
صحنه - شب یلدا
چهارشنبه 15 مرداد 1393

شب یلدا

   نوشته شده توسط: آرش گلستانی    نوع مطلب :دل واِژه ،


شبم شدچون شب یلدا، ولیکن بی صفا امشب
شدم بی مونس و تنها میان آشنا امشب
چو شمعی در بر پروانه‌ای می‌سوختم دائم
چرا رفته‌است پروانه ز منزلگاه ما امشب
دل از مهر وصفا پر بود، بی رنگ و ریا بودیم
صفا و مهر رفت و آمده جور و جفا امشب
تنم از ترس می‌لرزد چرا، چون بی‌کَس و تنها
دلم ازغصه پرخون شد، زدست بی وفا امشب
چه تاریک است این محفل چو زندان بلا و غم
بلا و غم چه حد دارد بگو بر من خدا امشب
مثال مار می پیچم به خود از بسکه دلتنگم
نمی‌آید به چشمانم دمی خواب ای خدا امشب
غزل خواندم‌به راه‌دوست تا عاشق شوداوهم
چرا عاشق ندارد عاقبت، هر شب و یا امشب
اگر آواز می‌خواندم چو بلبل در برت هر شب
نمی‌گردد زبانم، من نمی‌دانم چرا امشب
همه رفتند از پیشم، به فکر مردن خویشم
بیا جانم ستان آخر اجل، هستم رضا امشب
دمادم زیرلب می‌گفتم این نکته که ای “عابد”
شده روزت سیه از دست نامردان چرا امشب


Marcela
جمعه 17 آذر 1396 ساعت 10 و 24 دقیقه و 28 ثانیه
Nice replies in return of this issue with genuine
arguments and telling the whole thing about that.
blankenshipabkeidjmdl.jimdo.com
یکشنبه 18 تیر 1396 ساعت 23 و 47 دقیقه و 10 ثانیه
I like looking through an article that can make men and women think.
Also, many thanks for permitting me to comment!
Ophelia
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 20 و 19 دقیقه و 26 ثانیه
Everything is very open with a clear clarification of the issues.
It was really informative. Your site is extremely helpful.

Thanks for sharing!
Mercedes
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ساعت 23 و 16 دقیقه و 26 ثانیه
Hey there, You have done an incredible job. I will certainly digg it and personally recommend to my friends.
I'm confident they'll be benefited from this site.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 ساعت 11 و 22 دقیقه و 33 ثانیه
It's amazing to go to see this web site and reading the views of
all friends regarding this piece of writing, while I am also eager of getting experience.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر